پیشگفتار
جعل الله الكعبة البيت الحرام قياماً للنّاس
حجّ ميثاق ميان بنده و پروردگار است و از بزرگترين فريضه
هاى الهى است كه در آن هر دو جنبه فردى و اجتماعى به شكلى
نمايان گنجانيده شده است .
حجّ تجلى و تكرار همه صحنه هاى عشق آفرين زندگى يك انسان و
يك جامعه متكامل در دنيا است . حجّ كانون معارف الهى است
كه از آن محتواى سياست اسلام را در تمام زواياى زندگى بايد
جستجو نمود .
در جنبه فردى ، هدف ، تزكيه و رسيدن به صفا و نورانيت و
پيراستگى از زخارف بى ارزش مادى و فراغت با خويشتن معنوى و
انس با خداى متعال و ذكر و تضرع و توسل به حضرت حق است تا
آدمى به عبوديت كه صراط مستقيم الهى به سوى كمال است راه
يابد و در آن گام بردارد .
در اين بخش ، تنوع فرصت ها و آزمايشگاهها به حدّى است كه
هر گاه كسى با توجه به آداب و فرائض و تدبير در فلسفه حجّ
، از آن عبور كند بى گمان، دستاوردى گرانبها خواهد داشت ،
فرصت احرام و تلبيه ، فرصت طواف و نماز، فرصت سعى و هروله
، فرصت وقوف در عرفات و مشعر و منى، فرصت رمى و قربانى و
فرصت ذكر الله كه همچون فضاى سرشار از روح و حيات در همه ى
اين مراحل ، گسترده شده است .
مجموعه اين فرصت ها مى تواند دوره كوتاهى از رياضت شرعى و
خود سازى براى هر فرد باشد و مبدأ يك تحول عميق در اخلاق و
سلوك فردى زائر خانه خدا گردد .
اين بخش از فلسفه حجّ ، همواره مورد توجه عموم مسلمانان به
ويژه اهل مراقبت بوده و هست ، ليكن مسأله مهم كه غالباً
مورد توجه نيست اين است كه اهداف فردى ، بخشى از فلسفه حجّ
است ، بهره بردارى از ذخاير عظيم اين فريضه الهى فراتر از
جنبه فردى است ، و آثار و بركاتى كه اين همايش عظيم مى
تواند براى عموم مسلمانان بلكه براى آحاد مردم جهان داشته
باشد بسى مهم تر و با ارزش تر از بركات فردى آن است .
نكته قابل تأمل اين است كه قرآن كريم در تبيين حكمت وفلسفه
حجّ عمدتاً بر اهداف اجتماعى حجّ و آثار و بركات آن براى
همه مردم تأكيد فرموده است .
از نظر قرآن كريم فلسفه بناى كعبه و حكمت حجّ، قيام براى
تأمين منافع مردم است «جعل الله الكعبة البيت الحرام
قياماً للنّاس» يعنى حجّ يك حركت جمعى براى حل معضلات و
تأمين نيازها و رشد و توسعه جامعه بشر است .
از نظر قرآن ، مسلمانان در همايش عظيم حجّ بايد شاهد منافع
خود باشند «ليشهدوا منافع لهم» .
از امام صادق عليه السّلام پرسيدند كه مقصود از «منافع» در
آيه مذكور چيست ؟ مقصود منافع دنيا است و يا آخرت ؟
امام فرمود : الكل .
منافع امت اسلام انواع و اقسام و مراتبى دارد : منافع
فرهنگى ، منافع سياسى ، منافع اقتصادى و حتى منافع نظامى
كه «ليشهدوا منافع لهم» شامل همه انواع منافع و مراتب آن
است .
رهبر معظم انقلاب اسلامى آية الله خامنه اى در باره منافع
اجتماعى حجّ مى فرمايند : «در جنبه اجتماعى، حجّ در ميان
همه فرائض اسلامى بى همتا است ، زيرا مظهرى از قدرت و عزّت
و اتّحاد امّت اسلامى است ، هيچ فريضه ديگرى بدينسان به
آحاد مسلمان در باره مسايل امت اسلامى و جهان اسلام درس و
عبرت نمى آموزد و آنان را در روحيه و واقعيت ، به قدرت و
عزّت و وحدت نزديك نمى كند . تعطيل اين بخش از حجّ ، بستن
سرچشمه يى از خيرات به روى مسلمين است كه از هيچ رهگذر
ديگرى نمى توانند بدان دست يابند»
وجوب حج
و شرط هاى آن
قـرآن
«براى خداست ، به عهده مردم حجِ خانه خدا ، هركس
بتواند راهى بدان بيابد . و هركه كفر ورزد ، همانا خداوند
از جهانيان بى نياز است» .
حديـث
1 ـ امام على عليه السّلام : (خداوند) حجِ خانه خويش
را بر شما واجب كرده است ، خانه اى كه آن را قبله مردم
قرار داده . . . حقّ آن را فريضه و حج آن را واجب كرده و
زيارتش را بر شما لازم دانسته (و نوشته) است ، خداوند
سبحان مى فرمايد :
«براى خداست ، به عهده مردم حجِ خانه خدا ، هركس بتواند
راهى بدان بيابد . و هركه كفر ورزد ، همانا خداوند از
جهانيان بى نياز است» .
2 ـ امام باقر عليه السّلام : اسلام بر پنج چيز استوار شده
است: بر نماز و زكات و حج و روزه و ولايت .
3 ـ عمر بن اذینه: از امام صادق عليه السّلام درباره اين
سخن خدا پرسيدم: «حج و عمره را براى خدا تمام كنيد».
فرمود: مقصود او از تماميّت اين دو، انجام آن ها و پرهيز
از چيزى است كه مُحرِم در اين دو، از آن پرهيز مى كند.
4 ـ عبدالرحمن بن حجّاج : به امام صادق عليه السّلام عرض
كردم : آيا حج بر توانگر و فقير ، واجب است؟ فرمود : حج بر
عهده همه است ، چه بزرگ و چه كوچك . پس هركه عذرى داشته
باشد ، خداوند او را معذور داشته است .
5 ـ امام صادق عليه السّلام : حجِ خانه خدا ، بر هركس كه
استطاعت داشته باشد واجب است و (استطاعت) همان زاد و توشه
، وسيله سفر و تندرستى است و اين كه انسان چيزى داشته باشد
كه براى خانواده اش بگذارد و نيز پس از بازگشت از حج هم ،
چيزى داشته باشد .
6 ـ هر كس حجّة الاسلام (حج واجب) را انجام دهد، گِرهى از
آتش را از گردن خويش گشوده است.
فلسفه حج
قـرآن
«خداوند ، كعبه ، بيت الحرام را وسيله قيام و استوارى
و برپايى براى مردم قرار داد».
«مردم را براى حج فراخوان ، تا از هرجا گرد آمده منافع
خويش را شاهد باشند و در روزهايى معيّن ، نام خدا را ياد
كنند ، بر آنچه خداوند از چهار پايان روزى شان كرده است ،
پس ، از آن ها بخوريد و به بيچارگانِ فقير هم بخورانيد» .
حديـث
7 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله : به طواف
پيرامون خانه خدا و بين صفا و مروه و رمى جمرات فرمان داده
شد فقط براى برپايى ياد خدا .
8 ـ امام على عليه السّلام : و (خداوند) حجِ خانه خويش را
بر شما واجب كرده، خانه اى كه آن را قبله گاه مردم قرار
داده است . حج گزاران همچون ازدحام چهار پايان ، به اين
خانه وارد مى شوند و همچون روى آوردن كبوتران (به آشيانه)
مشتاقانه به سوى آن مى شتابند . خداى سبحان ، حج را نشانه
تواضع مردم در پيشگاه عظمتش و تسليم و پذيرش آنان نسبت به
عزّت و شكوهش قرار داده است و از بندگان خويش ، شنوايانى
را برگزيده كه دعوت الهى را لبّيك گفته و سخن او را
پذيرفته اند و در جايگاه هاى پيام آوران الهى ايستاده اند
و (با طواف خويش) شبيه فرشتگانى شده اند كه بر گردِ عرش
خدا در طوافند . كسانى كه در تجارتخانه خداپرستى ، سود
فراوان به دست مى آورند و در آن (هنگام) به سوى ميعادگاهِ
بخشايشِ الهى مى شتابند . خداوند متعال ، حج را پرچم
افراشته اسلام و پناهگاه امنِ پناهجويان قرار داده است .
9 ـ امام على عليه السّلام : در خطبه قاصعه فرمود : آيا
نمى بينيد كه خداوند ، پيشينيان را از زمان حضرت آدم عليه
السّلام تا آخرين انسان هاى اين عالم ، بوسيله سنگهايى
آزمود كه نه زيان مى رساند ، نه سود ، نه مى بيند و نه مى
شنود . پس آن ها را خانه خويش (بيت الله الحرام) قرار داده
كه مايه استوارى مردم است و آن را در سرزمينى سنگلاخ و كم
خاك و كلوخ ، در درّه اى تنگ و كم آب ، ميان كوه هاى خشن و
ريگهايى نرم و چشمه هايى كم آب و روستاهايى پراكنده و بى
باران قرار داد ، كه چهارپايان در آن جا فربه نمى شوند .
آنگاه آدم عليه السّلام و فرزندان او را فرمان داد كه رو
به سوى آن آورند . پس ، خانه خدا ، مقصدى براى سفرها و بار
انداختن آنان شد ، دلها از همه سو ، از بيابان هاى خشك و
پست و بلنديها و جزاير پراكنده درياها و عمق درّه ها ، با
خضوع و فروتنى ، «لا اله الّا الله» گويان و هروله كنان به
سو ى آن شتافتند ، غبارآلوده و ژوليده موى ، جامه ها و
روبندها برون آورده و پشت سرافكنده و پريشان چهره ، خداوند
آنان را آزمود ؛ امتحانى بزرگ و آزمونى سخت و عظيم و
آزمايشى دشوار و رسا و تواضعى روشن! و آنرا سبب رحمت خويش
و مايه و وسيله رسيدن به بهشت و موجب آمرزش و آزمودن مردم
قرار داد .و اگر خداوند متعال ، خانه خود و عبادتگاههايش
را در ميان باغستانها و نهرها و زمين هاى هموار و سرسبز و
پرميوه و آباد و كشتزارهاى شاداب و آبادى هاى به هم پيوسته
و دشتهايى خرّم و گندم زارهاى انبوه و بوستان هاى سرسبز و
زمين هاى حاصلخيز و خرّم و جاده هايى آباد و باغهايى
فراوان قرار مى داد ، در اينصورت ، پاداش ، به خاطر آسانى
امتحان ، كم مى شد . و اگر پايه هاى اين خانه و سنگ هاى
بنايش از زمرّد سبز و ياقوت سرخ و با درخشش و روشنايى بود
، در سينه ها كمتر شك پديد مى آمد و تلاش ابليس براى تسلّط
بر دلها كاسته مى شد و مردم نيز كمتر گرفتار شكّ مى شدند .
ولى خداى متعال ، بندگان خود را با شدايد گوناگون مى
آزمايد و با سختيها و مشكلات رنگارنگ و ناگوارى هاى مختلف
امتحان مى كند ، تا تكبّر را از دلهايشان بيرون بَرد و
فروتنى را در جانهايشان قراردهد و اينها را دريچه هايى
گشوده به سوى فضل خويش و ابزارى فراهم و مهيّا براى بخشايش
و آزمايش خود ، قراردهد .
10 ـ عيسى بن يونس روايت كرده است : ابن ابى العوجاء از
شاگردان حسن بصرى بود . سپس از مسير توحيد منحرف شد...
ونزد امام صادق عليه السّلام آمد و نشست ... سپس گفت :
تاكى اين خرمن را با پاها مى كوبيد وبه اين سنگ پناه مى
آوريد و اين خانه افراشته از آجر وكلوخ را مى پرستيد و
همچون شتران فرارى، دور اين خانه«هروله» مى كنيد؟هركس در
اين باره بينديشد، مى داند كه اين كار را كسى غير فرزانه و
بى انديشه بنيان نهاده است . پس بگو ، كه تو رئيس اين آيين
و قلّه آنى و پدرت پايه و نظام آنست .
امام صادق عليه السّلام فرمود : خداوند هركس را گمراه و
كوردل سازد ، حق را برايش ناخوش مى دارد و به كامش گوارا
نمى آيد و شيطان سررشته دار و همنشين او مى شود و او را به
وادىِ هلاكت مى كشاند و از آن بيرونش نمى آورد . اين خانه
اى است ، كه خداوند بوسيله آن بندگانش را به پرستش خود
فراخوانده است ، تا در انجام آن ، ميزان طاعتشان را
بيازمايد ، از اين روبندگان را به بزرگداشت و زيارت آن
تشويق كرده و آن را جايگاه پيامبران و قبله گاه نمازگزاران
قرار داده است . پس آن ، شعبه اى از رضاى الهى و راهى به
سوى آمرزش خدايى است كه بر راستاى كمال و كانون عظمت و
جلال استوار شده است .
11 ـ ابان بن عثمان با يك واسطه از امام باقر عليه السّلام
روايت مى كند : به آن حضرت عرض كردم ، چرا به حج ، حج گفته
شده است؟ فرمود : فلانى حج كرد ، يعنى رستگار شد .
12 ـ امام باقر عليه السّلام :منظور از منافع در آيه «تا
شاهد منافعى براى خودشان باشند» ، عفو و مغفرت است .
13 ـ سلمة بن محرز : نزد امام صادق عليه السّلام بودم كه
مردى به نام «ابو الورد» خدمت آن حضرت آمد و به امام صادق
عليه السّلام عرض كرد : رحمت خدا بر تو باد ، كاش بدن خويش
را از كجاوه (و رنج سفر) آسوده مى ساختى!
امام صادق عليه السّلام فرمود : اى ابو الورد! من دوست
دارم شاهد منافعى باشم كه خداى متعال فرموده است :
«ليشهدوا منافع لهم ؛ (تا شاهد منافعى براى خود باشند)» .
همانا هيچ كس در حج حضور نمى يابد ، مگر آن كه خداوند ، او
را سود بخشد . امّا شما ، آمرزيده بر مى گرديد ولى ديگران
، خانواده و ثروتشان حفظ مى گردد .
14 ـ ربيع بن خيثم : امام صادق عليه السّلام را در حالى
ديدم كه بشدّت بيمار بود و داخل تخت روان او را دور كعبه
طواف مى دادند . پس هرگاه به ركن يمانى مى رسيد، دستور مى
داد تا او را بر زمين بگذارند، پس دستش را از دريچه آن تخت
روان بيرون مى آورد و بر زمين مى كشيد . سپس مى فرمود :
بلندم كنيد. چون اين كار را چند بار، در هردور انجام داد ،
به آن حضرت عرض كردم : فدايت شوم اى پسر پيامبر! اين كار
برايتان دشوار است .
فرمود : از خداوند شنيده ام كه مى فرمايد : «ليشهدوا منافع
لهم ؛ (تا شاهد منافعى براى خودشان باشند)» پرسيدم : منافع
دنيا يا منافع آخرت؟ فرمود : همه .
15 ـ امام رضا عليه السّلام در پاسخ سؤال هاى محمّد بن
سنان نوشت : علّت حج ، ورود به (ميهمانسراى) خداى متعال و
طلب افزايش و بيرون آمدن از گناهان است و براى آن كه از
گذشته توبه كند و عمل از سر گيرد . و نيز در حج ، خرج
كردنِ ثروتها و رنج و خستگى و بازداشتن بدنها از خواسته ها
و لذايذ و در عبادت ، به خدا نزديك شدن و خضوع و فروتنى و
كرنش و مذلّت (در پيشگاه حق) و بيرون آمدن در گرما و سرما
و ايمنى و ترس است ، بصورت حركتى پيوسته . بعلاوه در حج ،
براى همه مردم منافعى است و شوق و كشش و بيم به سوى
پروردگار سبحان و نيز رها كردن سنگدلى و خسّت و غفلت و
نااميدى است و تجديد حقوق و بازداشتن جانها از فساد و سود
بردن هركه در شرق و غرب و خشكى و درياست ؛ چه حج گزار و چه
تاجر و وارد كننده كالا و فروشنده و خريدار و كاسب و بينوا
كه حج نمى گزارند و همچنين رفع نيازهاى مردم اطراف و
جاهايى كه مى توانند در آن جا گرد آيند ، تا منافع خويش را
شاهد باشند .
16 ـ هشام بن حكم : از امام صادق عليه السّلام پرسيدم : به
چه علّت ، خداوند بندگان را مكلّف ساخته كه حج گزارند و
كعبه را طواف كنند؟
فرمود : خداوند مردمان را آفريد . . . ـ تا آن كه فرمود :
ـ و آنان را فرمان داد به آنچه كه فرمانبردارى در دين باشد
و مصلحتشان در كار دنيايشان . پس در حج ، گرد آمدن از شرق
و غرب را قرارداد ، تا يكديگر را بشناسند و هركدامشان
كالاهاى تجارتى را از شهرى به شهرى ببرند ، تا از اين
رهگذر ، كرايه دهنده و شتربان سود ببرد و تا آن كه نشانه
هاى رسول خدا صلّى الله عليه و آله و اخبار او شناخته و
ياد شود و فراموش نگردد . و اگر هرقومى به شهرهاى خودشان و
آنچه در آن هاست اتّكا مى كردند ، هلاك مى شدند و شهرها
ويران مى شد و جذبِ كالا و سود بردنها از بين مى رفت و از
خبرها آگاه نمى شدند . اينست علّت حج!
17 ـ امام صادق عليه السّلام : تا وقتى كعبه برپاست، دين
هم برپا و استوار است.
18 ـ فاطمه زهرا عليها السّلام : خداوند ، ايمان را براى
پاك شدن از شرك ، . . . و حج را بخاطر جلوه بخشى دين ،
واجب ساخته است .